تبلیغات
***دنیای من*** - چیزی بگو خاطره...
یک فنجان حرف از جنس سکوت....
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

ابر برچسبها

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

چیزی بگو خاطره...




چیزی بگو خاطره، مگذار اشکهایم غوطه ور شوند در چشمهای سیاه من .
تمام دلخوشی ام، پرسه زدن در ثانیه های بی انتظار خاطرات است .
لاشه های عزا را در خاک خاطرات خویش پنهان میکنم و میگذرم بیصدا تر از
سکوت شب خویش، مبادا کسی ترحم را هدیه ببخشد به تنهایی من.
با پای برهنه در تک تک خاطره ها قدم خواهم زد. گریه های بیصدا،
اشکهای خون آلود و بغض های به گل نشسته در ساحل خاطرات را
در پشت این نوشته های متروک ذهن، به دار تنهایی میاویزم.

به آرامش من لبخند میزنند بی آنکه در تنهایی من سرک

کشیده باشند. چه کسی میخواهد خاطرات را در سکوت شب من

به سنگسار یک بغص بیصدا برساند..



نوشته شده توسط :zahra
یکشنبه 12 مهر 1394-05:56 ب.ظ
نظرات() 

13
سه شنبه 14 مهر 1394 10:25 ق.ظ
عتیقه شدم در یادها .... بی آنکه قدیمی باشم
پاسخ zahra :
مدیر سایت
یکشنبه 12 مهر 1394 05:16 ب.ظ
عزیز مهربون خوبی؟ دوست داری مدیریت هاست وبلاگت دست خودت باشه به وب سایت من سر بزن تو وب سایتم قدم به قدم همه را توضیح دادم منتظرتم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر